تفکرات تنهایی
سردار

وقتی نمی توانی قلعه ی قلب کسی را فتح کنی،

ویرانش نکن،

شاید سردار دیگری در راه باشد...

سرداری قدرتمند،

با اسبی سپیدتر...

 

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ - تیک تاک

نیل

دل من در سبدی

عشق به نیل تو سپرد

نگهش دار

به موسی شدنش می ارزد ...

 

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۸/۱۱/۳ - تیک تاک

عشق ما

عشق ما،

مثل بچه مان است،

به جانمان بسته،

اگر تب کند،

می میریم...

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۸/٩/۱۱ - تیک تاک

روح

مثل یک روح سرگردانم

در حجم زندگی بدون تو ...

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۸/۸/٢٥ - تیک تاک

چاردیواری

تهران با تمام شلوغی ها و عجایبش!، یک خوبی اگر داشته باشد اینست که آنقدر بزرگ می شود گاهی که دلت در مقابلش فقط یک چاردیواری می خواهد که بخزی تویش، خودت باشی و آنکه همیشه هست...

 

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۸/٧/٢٦ - تیک تاک

...

همین قدر مسخ بودن، کافی نیست؟ ...

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۸/٧/٢٠ - تیک تاک

تهران...

در تهران، اولین چیزی که یاد گرفتم این بود:

سحرخیز باش تا به موقع برسی سر کارت! کامروا شدن پیشکش! 

 

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۸/٧/۱٢ - تیک تاک

خورشید آرزو

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را

بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست؟ عشق کدامست؟ غم کجاست؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با مَنَت

تو آسمان آبیِ آرام و روشنی
من چون کبوتری که پَرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۸/٧/۱ - تیک تاک